طی دو دهه اخیر، تحقیقات فراوانی درخصوص موانع و پیش برنده هایی که شرکتها هنگام تلاش برای پیاده سازی مدیریت ناب با آن مواجه می شوند، ارائه شده است. چنین پژوهشهایی عموما براساس پرسشنامه و مصاحبه هدایت شده و بر بخشهای مشخص در صنعت و/یا مرزهای جغرافیایی متمرکز شده اند. برای کمک به شرکتها برای پیاده سازی مدیریت ناب، چندین چارچوب توسعه داده شده است. گرچه بیشتر آنها بیشتر شبیه نقشه راه هستند، که نتایج ابزارهای مختلف ناب را که باید بدون درنظر گرفتن پیچیدگی عامل انسانی به کار گرفته
شوند، توصیف می کنند. عجیب نیست که بسیاری از شرکتها شکست خوردند و نتوانستند از مزایای تولید ناب بهره ببرند. براساس مرور ادبیات، اجرای موفق مدیریت ناب با تغییر در مسیری که شرکتها ابعاد کار را ارزش گذاری می کنند همراه است. یکی از چالشهای عمده اجرای مدیریت ناب، هدایت تفصیلی سفر تغییر در برنامه پیاده سازی است. در این پژوهش، چارچوبی مفهومی براساس تئوری مدیریت تغییر پیشنهاد شده و مورد بحث قرار گرفته است.

مقاله حاضر در سال 97 به کوشش فایزه موسوی زاده جزائری و محمد شکیبا زاد به نگارش در آمده و در چهاردهمین کنفرانس بین المللی مدیریت پروژه منتشر گردیده است.

[wpdm_package id=’2844′]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *